امروز که نفرت می کاریم فردا چه درو خواهیم کرد؟
تلویزیون رو باز کردم. اخبار پخش می کرد. چهره گوینده چنگی به دل نمی زد. با نفرت تمام خبر بیماری شارون را می گفت: اخبار ضدو نقیض از مرگ شارون می رسد و بعد هم چشمانش را نیم نشمه ای کرد و با تکیه بر تک تک کلمات و اوج نفرت و بی ادبی گفت: شارون در واقع دیگر مرده است. باورم نمی شود چنین صحنه ای را از تلویزیون می بینم.
این گونه خبر رسانی و خبر خواندن نه تنها در استاندارد های خبری هیچ کجای دنیا به غیر از دسته ای که مثل تلویزیون ما فکر می کنند نیست، بلکه به دور از شان یک رسانه ملی است.
حالا که تخم نفرت می کارید بعدترها چه درو خواهید کرد؟
و فراموش نکنیم کودکانی که امروز اسلحه به دست گیرند، در فرداهای زندگی شان پیام آور صلح نخواهند بود.
از حضرت علی روایت می شود که: حتی بد دشمنت را هم مخواه.
دیگر حتی به باورهای شان هم ایمان ندارند، همانها که دائما شعار ایمان می دهند و دائم در تلاشند تا همه چیز را به رنگ ایدئولوژی در آورند و بیست و چهار ساعت، بیست و چهار ساعت یکسره در کار فرو کردن ایدئولوژی در مغز آدمیان هستند. و چه پوشالی است چنین ایدئولوژی ایی و چه پوشالی تر هستند انسانهایی که این چیز ها را نمی بینند یا که نمی خواهند ببینند، نمی فهمند یا نمی خواهند که بفهمند.
فردا هم ترور و بدبختي درو مي كنيم مگر مشكلي هست؟ مگر نمي دانستيد تنها مشكل اساسي وجود حقير و پاره پاره من و شماست؟
نظرت راجع به وقتي كه شارون هزار هزار كودك و پير و زن و مرد رو زنده زنده مي كشت چيه؟ نفرت رو شارون كاشت. حمايت از يك جنايتكار در رده هيتلر خيلي پز انسان دوستي لازم دارد.
بر مزار دوستار صلح خیل سربازان پا می کوبند
Meedouni badbakhti chieyeh… hala keh Sharon rafteh jash Natanyahou meeyad veh oon chand saleyeh keh beh mardom Israel ghol dadeh keh vaghti beh raas bereseh beh Iran hamleh Khahad kard..